حسین؛ سفیر دیابت در عرصه دو و میدانی – سومین داستان دیابت

ستاره محمد

حسین جوانی ۲۶ ساله است که از دوران کودکی به دیابت نوع ۱مبتلا شده ولی این بیماری نه تنها مشکلی برای او بوجود نیاورده بلکه به او انگیزه هم داده و او تاکنون با موفقیت همراه با آن زندگی کرده است. او که از مدال‌آوران ورزش دو و میدانی است در شرایطی به عناوین قهرمانی رسیده که تمامی مربیانش در آغاز راه دستیابی به این هدف را برایش غیرممکن می‌خواندند. در ادامه داستان موفقیت این جوان پرامید را از زبان خود او می‌خوانید.

دیابت قلبم را شکست اما تسلیم نشدم!

من حسین علم الهدی هستم، ۲۶ ساله هستم و مدرک تحصیلی‌ام مهندسی ساخت تجهیزات ورزشی است. باید بگویم که از ۱۰سالگی زندگی‌ام با دیابت شیرین‌تر شد!  طبیعی است که در روزهای اول پذیرش اینکه بیمار هستم و نیز پذیرش واژه‌هایی مثل دیابت و استفاده از انسولین برای کودک ۱۰ساله‌ای که هم سن و سالانش همه مشغول تفریح، بازی و خوردن بستنی و شکلات بودند، بسیار دشوار بود و حتی شاید بتوانم بگویم که روح و قلب او را شکست. روزها و شب‌های بسیاری را به دور از دید خانواده با چشمانی خیس و حق حق کنان از فشار این شرایط و در تلاش برای پذیرش این شرایط گذراندم. اما پس از مدتی با خود فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که چرا باید اجازه دهم دیابت و سختی‌هایش بر من غالب شوند و چرا من بر دیابت پیروز نشوم؟ این موضوع اولین جرقه در ذهن کودکی بود که برای حفظ آرامش و سلامتی خود تلاش می‌کرد. از آن زمان به بعد در این ۱۶سال به خاطر نمی‌آورم روزی را بدون ورزش و فعالیت بدنی سپری کرده باشم.

دویدن، دوز انسولینم را پایین آورد

در طول این سال‌ها ورزش‌های مختلفی را امتحان کردم مثل شنا، بسکتبال و تنیس روی میز اما تمام اینها یک طرف و دومیدانی  طرف دیگر! از روزی که شروع به دویدن کردم به تدریج کنترل قند خونم بهتر و دوز انسولینم کمتر شد. بچه‌ای که از قند بالا و پایین، افت قند خون و… رنج می‌برد حال تبدیل به فردی شده بود که از لحاظ آمادگی جسمانی از تمام اطرافیان خود قوی‌تر بود. همچنین از لحاظ روحی با فردی که رو به افسردگی، ناامیدی و انزوا از جامعه می‌رفت خداحافظی کرد و درعوض مشغول به دادن روحیه و انرژی مثبت به اطرافیان شد.

مربیان، موفقیتم را غیر ممکن می‌دانستند

قبل از شروع این ورزش، هیچ روزی را به یاد ندارم که تا این حد از ثانیه به ثانیه عمرم لذت برده باشم. وقتی می‌دوم تمام سلول‌های وجودم سرشار از عشق می‌شوند. حس لذت سلامتی و موفقیت حاصل از این ورزش واقعا قابل توصیف نیست. در حال حاضر ۶ روز در هفته، روزی ۳ نوبت تمرین سخت انجام می‌دهم و پا به میدانی گذاشته‌ام که در ابتدای امر تمام مربیان رشته ی دومیدانی آن را برایم غیر ممکن می‌دانستند. آنها معتقد بودند که یک فرد دیابتی نمی‌تواند در این رشته و دوهای  نیمه استقامت و استقامت مثل ۵، ۱۰و ۲۱ کیلومتر شرکت کند چه برسد به اینکه موفق هم بشود و عنوان هم کسب کند. اما حسی از درونم به من می‌گفت که تو می‌توانی.

سفیر بیماران دیابتی در مسابقات استانبول هستم

بارها شده که از فشار تمرین به گریه افتاده‌ام اما حقیقت امر این است که من عاشق این راه و مسیر هستم. امروز به لطف خدا همان مربیانی که معتقد بودند نمی‌توانم به این هدف نائل شوم، به نشانه ی احترام و همت بالایم به من افتخار می‌کنند. این افتخار را دارم که صاحب عنوان نفر اول المپیاد دانشجویی در دوهای استقامت و نیم استقامت و همچنین جزو نفرات برتر استان در دوهای استقامت باشم. به امید خدا امسال برای اولین بار عازم مسابقات جهانی استانبول در ماده ۱۰ کیلومتر  می‌شوم و به عنوان اولین و تنها سفیر و حامی ‌بیماران دیابتی در این مسابقات شرکت می‌کنم. من با شعار «دیابت محدودیت نیست» پا به این ورزش گذاشتم و به روزهای خوب آینده بسیار امیدوارم. در این لحظه جا دارد از پدر و مادر مهربان، صبور و دلسوزم نهایت تشکر و قدردانی را داشته باشم که طی این سال‌ها بی‌نهایت به من محبت داشته‌اند. همچنین از پلی کلینیک فوق تخصصی دیابت تابان که با حمایت‌هایتان گل امید را در دل افراد دیابتی پرورش می‌دهید، بسیار سپاسگذارم.

Leave a reply